تبليغاتX
سیاسی اجتماعی - ارمغان فرهنگي جامعه بين المللي براي افغانستان


 

اينک حدود شش سال از نظام جديد که ما آنرا اسلامی مي دانيم مي گذرد، اما مي بينيم که امواج لجام گسيخته فساد

 

هر روز بيشتر از قبل شهرهاي بزرگ کشور را فرا مي گيرد. در بعضي شهرها مانند کابل موج فساد آنقدر گسترش

 

يافته که حتي دامن بسياري از نوجوانان و متعلمين مکاتب را گرفته است و اگر وضع بدين منوال پيش رود در

 

آينده يي نه چندان دور شاهد پوسيده شدن جامعه و نابودي کامل نسل آينده اين مملکت خواهيم بود. بلي، سخني از

 

گسترش فرهنگ و جهان بيني مادي گرايانه غرب در افغانستان که دولت مردان آن کشورها براي گسترش آن در

 

کشورهاي اسلامي سرمايه گذاري کلاني را انجام داده است در حالي که در جهان بيني مادي گرايانه غرب همه چيز

 

حول محور تکاثر سرمايه و سود بيشتر و رفاه انسان در تنگناي لذات و تمتعات جسمي و جنسي دور مي زند،

 

روابط انساني و حتي ارزشها و ضد ارزشها نيز بر همين اساس شکل گرفته است. اخلاق، حقوق بشر، نوع

 

دوستي و... در اين مکتب و فرهنگ معناي خاص خود را دارد. دروغ نگفتن و عدم خيانت در معامله براي جلب

 

اطمينان بيشتر مشتريان به منظور کسب منفعت بيشتر است. اما با اين وجود ديده ميشود اين روزها مکتب و

 

فرهنگ غرب براي جوانان و برخي مسؤولان مملکتي ما تبديل به يک الگو شده است و در گوشه و کنار از زبان

 

آنها با آب و تاب خاص تعريف و تمجيد از فرهنگ و روش و مکتب غرب را مي شنويم که درباره خود باخته گي

 

عده يي از مسؤولين و فريب جوانان توسط زرق و برق فرهنگ غربي و روي آوردن آنان به آن سو بايد بگوئيم که

 

اگر غربيان روزگاري کشورها و ملت هاي ضعيف را استثمار و استعمار مي کنند و زماني ديگر براي آنها استقلال

 

عطا مي فرمايند! وامهاي کلان و بلند مدت به آنها مي دهند، براي آنها کارشناس و مستشار مي فرستند براي

 

خدمت به مردم در اين کشورها شفاخانه ها، پوهنتونها، مکاتب، انجمن دوستي و... تأسيس مي کنند همه و همه در

 

جهت پوشاندن چهره خود پرستي و منفعت طلبي شان است.

 

تمام تحرکات ضد اسلامي و ضد مردمي جهان استکباري و سر دمداران غرب و اربابان صهيونيست آنها از اين جا

 

نشأت مي گيرد، آنها ساليان دراز با تکيه بر سياست های استعماري و استمداد از تمدن صنعتي توانستند، سلطه

 

اهريمنانه خود را بر کشورهاي اسلامي و غير اسلامي، در آسيا و افريقا بگسترانند و در اين تهاجم نفرت بار از

 

هر وسيله و هر جنايت ضد بشري بهره گرفتند، اما امروزه در برابر هجوم بي امان اسلام نوراني و بيدار گرو

 

رهايي بخش به وحشت افتاده و آينده خود را به مخاطره مي بينند. اگر روزي در افغانستان، طالبان خرافات پرست

 

و مرتجع و وحشي را سر کار مي آورند و با تمام اعمال ضد بشري آنها آنان را به رسميت مي شناسند و اگر رژيم

 

وابسته پاکستان از جنايات طالبان با تمام امکانات جانبداري مي کند و اگر در مرحله يي شاهد حوادث خونين

 

بوسني و به خاطر تصفيه هاي قومي در آن ديار صدها هزار مسلمان بي گناه را قتل عام مي کنند و اگر شاهد

 

تجاوز کاري هاي مداوم رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي و لبنان هستيم و زراد خانه هاي هسته يي و

 

ميکروبي اسرائيل از ديده غربي ها قابل اغماض است و يا اينکه هم اينک از هر فرصت و امکاناتي در جهت

 

ترويج فرهنگ منحط غربي در افغانستان استفاده مي کنند، همه و همه تعرضي و تضاد با اسلام و مسلمين است.

 

در چنين اوضاعي مسؤولان مملکتي ما بايد بدانند که هميشه ارادة ملت تعيين کننده است، نه چيز ديگر و ملت

 

مسلمان افغانستان يعني آنهايي که براي آزادي و حفظ ارزشهاي اسلامي رنج و زجر ديده اند نه عده يي خود

 

فروخته و وابسته و جاسوس و خائن، آرماني جز اسلام و استقلال کشور ندارند چرا که بيش از سه دهه است

 

انواع فشارها و سختي ها را تحمل کرده اند تا کشور و مردم شان از زنجير بيگانگان رهايي يابند و ديگر اسارت

 

بيگانه گان را نخواهند پذيرفت. به طور خلاصه در همه صحنه ها و به ويژه در بخش فرهنگي نبايد اصول و آرمان

 

هاي مان را فراموش کنيم و در مقابل تهاجمات فرهنگي غربيان دست روي دست بگذاريم بگونه يي که عوامل اين

 

تهاجمات را نيز آزاد گذاشته تا هر چه دلشان مي خواهد به خورد مردم بدهند. البته چارة درمان گرفتاري ها، حرف

 

و شعار نيست که وقتي با عمل همراه نباشد نتيجه معکوس مي دهد. دولت مردان ما بايد توجه داشته باشند که

 

وارث آرمانهاي شهيد مسعود و افکار جاويدانه او و دو مليون شهيد راه حق در اين کشور هستيم، و هيچ کس حق

 

تخطي از آن را به هيچ وجه ندارد و گرنه

 نتيجه اين همه بی تفاوتی های خود را دير يا زود خواهي ديد و آنگاه ندامت کشيدن سودی

 نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387;ساعت 15:25;  توسط ;  |