تبليغاتX
سیاسی اجتماعی


از سلمان رشدي مرتد چه خبر؟!// سفر به سرزمين هاي اشغالي براي دريافت پول از
 
موساد

 


"سلمان رشدي" - نويسنده‌ي مرتد كتاب آيات شيطاني - سال آينده‌ي ميلادي به

 

سرزمين‌هاي اشغالي سفر خواهد كرد.

 

به گزارش سرويس اخبار ويژه خبرگزاري آريا، روزنامه "تايمز آو اينديا" با اعلام اين خبر

 

نوشت: "سلمان رشدي" با طفره رفتن از اظهارنظر درباره‌ي اين‌كه برخي كشورهاي

 

اسلامي معتقدند، او يك مأمور وابسته به سازمان جاسوسي اسراييل (موساد)

 

است، گف: «قصد دارم سال 2008 به اسراييل سفري داشته باشم.»

 

رشدي كه با كتاب موهن «آيات شيطاني»، خشم مسلمانان جهان را برانگيخت، در

 

گفت‌وگو با روزنامه صهيونيستي "يديوت‌آهرونوت"، با حالتي تمسخرآميز درباره‌ اين

 

موضوع گفت: «شايد روزي سرانجام بتوانم پول‌هاي دريافتي از موساد را براي تمام

 

كارهايم جمع كنم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386;ساعت 18:10;  توسط ;  | 

 

ويژه/ در دوره بوش به ايران حمله نمي‌شود

  

رئيس كميته خارجي و امنيت كنيست رژيم صهيونيستي در آخرين مصاحبه خود، اظهار داشت: با توجه
 
به شرايط امروز اسراييل و آمريكا و عدم آمادگي جهاني، حمله به ايران در دوران بوش اتفاق نخواهد افتاد.
 
به گزارش «جهان» و به نقل از سايت نانا، تساخي هنگبي عضو و رئيس كميته خارجي و امنيت كنيست
 
گفت: آمريكايي‌ها تا زمان جايگزيني رئيس جمهور در ژانويه 2008 به ايران حمله نخواهند كرد.
 
او در مصاحبه با راديو «راديوس» اظهار داشت: به رغم اين كه بوش بهترين فرد براي اين كار است، در
 
زمان او سرنوشت ايران مشخص نخواهد شد.
 
هنگبي ادامه داد: جهان حرف مي‌زند و حرف مي‌زند ولي در نهايت بايد اقدام كرد. همه مي‌دانند كه به
 
ظاهر هيچ راهي براي پايين آوردن رييس جمهور ايران وجود ندارد. به ظاهر راهي به جز حمله نظامي
 
نيست.
 
هنگبي گفت: در حال حاضر جهان كمي قويتر از اسرائيل است.
 
او افزود: اين تصميم جهاني بود كه موجب خلع سلاح هسته‌اي و جلوگيري از فعاليت ليبي، آفريقاي
 
جنوبي و كره شمالي شد.
 
اين عضو كنيست خاطر نشان كرد: برخي مواقع زماني كه جهان سستي مي‌كند، چاره‌اي جز راه‌حل‌هاي
 
ديگر نيست، اما هنوز طبق منطق ما، بهتر است جهان در اين باره متحد شود. چون قدرت اقتصادي و
 
ديپلماتيك جهان بسيار بيشتر از ماست و ما به تنهايي نمي‌توانيم از پس ايران برآييم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386;ساعت 17:59;  توسط ;  | 

 

ازدواج دختران تصميم بزرگان

 

 

نوشــته جــواد "ســروري"

 

 

 

 

 

چندي است که جامعه ما شاهد وقايع تاسف انگيزي انواع خودکشي از جانب زنان به ويژه دختران ميباشد، که

 

طبق گزارشات اکثر اين دختران ازدواج اجباري را دليل اين اقدام خود بيان مينمايند. به همين دليل و به بهانه

 

چهارم قوس روز بين المللي رفع خشونت عليه زنان بحثي کوتاهي خواهيم داشت.

 

همان طوري که ياد آور شديم عمده ترين دليل اين عوامل عدم دسترسي دختران به ابتدايي ترين حقوق خدا

 

دادي، يعني انتخاب همسر ميباشد، متاسفانه در جامعه ما با زن، همانند دوران جاهليت قديم، برخورد ميشود

 

حتي در همين پايتخت کشور هنوز فراونند خانواده هاي که مثلاً اگر مردي به خواستگاري دختر آنان بيايد،

 

بدون هيچ مشوره يي با خود دختر، پدر و مادر و اکثر اوقات تنها پدر تصميم ميگيرد که وصلت صورت بگيرد و

 

ياخير! و سند برده گي دخترک مظلوم در حالي امضا ميشود که روح او از اين حادثه خبر ندارد و بزرگان و ريش

 

سفيدان فاميل هستند که در اين باره تصميم ميگيرند.

 

در اين مورد بايد عرض کنيم که هر گونه اعمال معامله يي (همانند کالاي تجارتي) با دختر، مخالف با آئين پاک

 

محمدي (ص) و فطرت بشري ميباشد در واقع ارزش ندادن به دختر، جزء همان صفات جاهلي قبل از اسلام

 

ميباشد که متاسفانه با ضريب

پائين تر هنوز در ذهن بعضي از مردان موجود است.

 

يکي از دلايل جاهليت قبل از اسلام در مورد نکوهش کردن دختر اين بود که آنان فرزندان دختر را موجب قطع

 

نسل ميدانستند و معتقد بودند، پسراني پسران ما، پسران ما هستند؛ ولی پسرانی دختران ما پسران مردان

 

بيگانه و دور از ما هستند! لذا به مردي که فرزند پسر نداشت با کنايه، ابتر (دم بريده) لقب مي دادند، با ظهور

 

اسلام و مبارزه اين آئين الهي با اين قبيل خرافات، تا حدي بسيار زيادي قدر ومنزلت و جايگاهي دختر، که همان

 

مادر فردا ميباشد، به مردم بازگوشد؛ اما هستند عده يي بي خبر از دين که در حال حاضر نيز برخورد غير ديني

 

و شرعي همانند جاهليت قبل از اسلام، منتها به شکلي ديگر، با دختران و زنان دارند، در قرن حاضر از دختران

 

به عنوان ابزاري براي آشتي و وجه المصالحه استفاده ميشود که اين نشان دهنده عدم آشنايي مردان با احکام

 

وشريعت اسلامي در ارتباط با اين مساله ميباشد.

 

متاسفانه حتي در خانواده متمدن و با سواد جامعه هم نوعي برخورد کالايي با دختران صورت ميگيرد؛ اما از نوع

 

پيشرفته آن! بدين صورت که بعضي از پدران و مادران هستند که ميخواهند عقده و هوس هاي سرکوب شده

 

خود شان را هنگام شوهر دادن دختر شان ارضا کنند، که بسياري از جوانان هم از ترس توقعات بالاي خانواده ها

 

جرأت نميکنند از دختر مورد علاقه خود خواستگاري کنند و اگر همت هم کنند وگام پيش نهند بايد تا سالهاي

 

سال قرضهاي ازدواج را بپردازد.

 

بايد به اين خانواده ها هم ياد آور شويم که اين همان جاهليت است، منتها از نوع مدرن آن چرا که شما خواسته

 

يا ناخواسته عفت و پاکدامني و آينده دختر تانرا فداي خواسته هاي تجملاتي خود مينماييد و خدمت جوانان به

 

ويژه پسران در آستانهء تشکيل خانواده بايد تذکر دهيم، ازدواج و تشکيل خانواده، پيمان مقدس و الهي است

 

که بين زن و شوهر و بر اساس فطرت خدايي و امر خداوند متعال صورت ميگيرد.

 

هر چند در امر ازدواج و تشکيل خانواده نيازهاي جنسي و عاطفي و رواني دخالت دارند؛ ولي ازدواج نوعي

 

تکامل رواني ورسيدن به تماميت شخصيت است. زنا شويي، ازدواج دو شخصيت است، با حفظ نسبي استقلال هر

 

يک از زن و شوهر براي همکاري متقابل، نه انحلال يک شخصيت براي تکميل خواسته هاي ديگري! زنا شويي

 

نبايد مساوي با انتخاب نوکر و يا خدمهء مهربان و دلسوز باشد به زنا شويي نمي توان تنها به چنين ديدي

 

نگريست هيچ زن با شخصيتي حاضر نيست که تنها آشپز يا خدمه همسر خود باشد.

 

بلي، زنا شويي بايد بر اساس محبت، همکاري، همدردي، تفاهم، تکميل، گذشت، فدا کاري متقابل و زنده گي

 

مشترک زن و شوهر استوار باشد حالا اگر دختري بالاجبار به عقد مردي در بيايد، آيا زنده گي آنها ميتواند بر

 

مبناي اصول ياد شده استوار باشد؟ بدون شک اگر علاقه در ميان نباشد آنان هرگز به نقش عمده ازدواج يعني

 

سکون و آرامش دست نخواهند يافت، خداوند در سوره روم آيه 20 در اين باره چنين ميفرمايند: (و از نشانه

 

هاي او اين که همسراني از جنس خود تان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش بيابيد...)

 

در پايان يک بار ديگر به والدين ياد آور ميشويم، انسان دوست دارد که همه او را دوست داشته باشند و به او

 

احترام بگذارند و همينطور او هم سعي ميکند همه را دوست داشته باشد و به همه احترام ميگذارد، ولي در اين

 

بين انسان فطرتاً نيازمند اين است که يک شخص خاص بيشتر از همه او را دوست داشته باشدو بيشتر از همه به

 

او مهر ومحبت کند و همينطور ميخواهد که شخصي را بيشتر از همه دوست بدارد و بيشتر از همه به او مهر

 

ومحبت کند و اين نياز در ازدواج بر آورده ميشود.

پس توصيه ما به والدين به ويژه پدران، اين است که اين خواسته فطري فرزندان شانرا جدي بگيرد و بگذارند

براي انتخاب همسر آينده خويش تصميم بگيرند، ولي شماميتوانيد مشاوري خوبي براي شان در اين راه پر پيچ و خم باشيد تا از لغزشهاي احتمالي به دور باشند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386;ساعت 11:47;  توسط ;  | 

 

 

 پاکـستان، آسـايشگاه تـروريـستان!

 

جواد سروري

 

 

 

 

 

 

شدت گرفتن نا آراميها و حملات تروريستي از عوامل گوناگوني متاثر ميباشد که ميتوان ان را به دو گروه کلي

 

تقسيم کرد:

 

الف: عوامل داخلي:

 

رهبران مخالف دولت فعلي ( ملا عمر و حکمتيار) با ابراز ديدگاه هاي مذهبي افراد بي سواد و کم سواد جامعه را

 

به سوي خود جلب مينمايند، در حالي که اين عده از مردم از اين امر غافلند که اين رهبران با شعار دين، به

 

جنگ دين ميروند و حس قدرت طلبي اين آقايان است که اجازه نميدهد اسلام واقعي را که همانا يک دولت

 

مردم سالار اسلامي است بپذيرند.

 

فقر و بيکاري در يک جامعه نيز از دلايل نا امني به شمار مي آيد، وقتي که قشري از جامعه دچار بيکاري و فقر

 

ميشوند، براي تامين نيازهاي اقتصادي ممکن است دست به هر کاري بزنند، از آن جمله کارها و اقدامات، دست

 

به دامان شدن به گروه هاي مخالف دولت است؛ چون: معمولاً اين قشر از جامعه دل خوشي از دولت حاکمه

 

نميداشته باشند؛ لذا به راحتي به دام گروه هاي مخالف ميافتند، تا از اين طريق هم عقده يی که ناشي از عقب

 

مانده گي

 اقتصادي در جامعه به وي به وجود آمده را ابراز دارد.

 

در اين مورد حساس، به مسؤولان عرض ميکنيم که ، مساله فقر و بيکاري را جدي گرفته با يک برنامه ريزي

 

حساب شده زمينه کار و در آمد را براي قشرهاي مختلف جامعه به ويژه جوانان فراهم نمايند. در اين جا پيشنهاد

 

ما به دولت اين است که در بخش توليد، توجه بيشتري مبذول دارند و قسمتي از کمکهاي بين المللي را در اين

 

زمينه که ساختار و آينده اقتصادي کشور بسته گي، دارد اختصاص دهند.

 

ب: عوامل خارجي

 

افغانستان به دليل نقش و موقعيت جغرافيايي و ژيوپولتيک همواره در معرض دخالت قدرتهاي جهاني وهمسايه

 

گان بوده و است.اعتبار ژيوپولتيک افغانستان ريشه در موقعيت جغرافيايي آن بين آسياي ميانه، اوقيانوس هند

 

و شبه قاره هند دارد. از اواسط قرن نزدهم افغانستان با دخالتهاي انگليس رو به رو شد که بعد از خروج انگليس

 

از منطقه اين کشور جاي خود را به امريکا داد.

 

نهايتاً شوروي در سال 1357 با انجام کودتا در افغانستان دولت دست نشانده يي بر سرکار آورد و متعاقباً آن را

 

اشغال نظامي و فرايند پيدايش و توسعه و استمرار بحران
 

را پايه ريزي نمود، که کشور ما هنوز هم در آتش آن ميسوزد.

 

تولد طالبان

 

 

در ادامه مداخلات خارجي در سال 1383 گروهي به نام طالبان شکل گرفت، هرچند عقيده بر اين است که طرح

 

طالبان از سال 1371 در قندهار با نظارت سفير انگليس در پاکستان پيريزي شده است؛ اما آنچه که مسلم است

 

« مولانا فضل الرحمن» رهبر جمعيت العلماي اسلام در پاکستان (معمار فکري وايديولوژيکي جنبش طالبان)

 

ميباشد.

 

معمار سياسي و اجرايي جنبش طالبان ظاهراً آقاي نصر الله بابر، وزير داخله بي نظير بوتو در پاکستان با همراهي

 

سفير و دولت انگليس بوده است، که در اين رهگذر (محمود مسيري) نماينده آن وقت سازمان ملل در امور

 

افغانستان و دولت امريکا نيز مساعدتهاي لازم را به عمل آورده اند که وزارت خارجه امريکا در سرطان 1377

 

تماسهاي واشنگتن، با طالبان را
 

تاييد کرده بود.

 

به هر صورت با شکست طالبان و پيروزي مردم در افغانستان همه گان بر اين باور بودند که پاکستان دست از م

 

داخلات خود در امور افغانستان خواهد کشيد؛ اما با وجود گذشت تقريباً سه سال از اين آزادي، پاکستان نشان

 

داد، که نميتواند فرزند نا مشروع خود (طالبان و القاعده) را از دامان خود براند و هنوز هم به دخالتهاي پنهان و

 

آشکار خود در امور افغانستان ادامه ميدهد. اين مداخلات آشکار در حالي است که دولتمردان ما هنوز به طور

 

غير مستقيم، به رژيم کودتايي پاکستان هشدار ميدهند.

 

بايد خدمت رئيس محترم دولت کشور مان عرض کنيم که در اين موارد، که استقلال، امنيت و ثبات مملکت مورد

 

خدشه قرار ميگيرد بايد بدون ملاحظه و به طور مستقيم به طرف مقابل هشدار داده شود.

 

بايد اين نکته را نيز به صفوف مبارزين عليه تروريزم ياد آور شويم که افغانستان هيچ وقت از حملات تروريستي

 

در امان نخواهد بود؛ مگر اين که پاکستان، که  آسايشگاه تروريستان شده است، تحت فشار بين المللي قرار

 

گيرد تا دست از حمايت طالبان و القاعده بر دارد.

 

پاکستان اين مطلب را بايد بداند که، ملت ما ديگر دخالت آناني که نميخواهند صلح و آرامش در اين کشور

 

تحقق يابد را تحمل نخواهند کرد. رهبران رژيم پاکستان بايد بدانند که ملا عمر و گلب الدين حکمتيار هيچ

 

جايگاهي در اجتماع افغانستان ندارند، مردم ما هنوز پنج سال حکومت وحشت و سياه استبدادي طالبان را از ياد

 

نبرده اند، هنوز خون بيش از هشت هزار شهيد بي گناه مزار شريف خشک نشده است، هنوز سرخي ريگزارهاي

 

حيرتان برجاست، هنوز قتل عام باميان در ذهنها باقيست، البته بر همه گان روشن و واضح است که اين قتل

 

عامها با کمک ارتش پاکستان صورت گرفته است. اين گروه با اين جنايات که نسبت به مردم خود مرتکب شده

 

اند، مطميناً مردم بار ديگر به
 

دولت قرون وسطايي اجازه پيروز شدن نخواهند کرد.

 

در پايان به مردم مسلمان پاکستان پيشنهاد ميکنيم، تا به حکومت آن کشور مبني بر اخراج  طالبان و القاعده از

 

اين کشور به وسيله تظاهرات و اعتراضات فشار وارد نمايند تا جامعه پاکستان از موجوديت

تروريستان با مشکلات همانند افغانستان دچار نشوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386;ساعت 11:26;  توسط ;  | 

                     نوشته شده توسط  ندا و نرجس
                                                 

                                                  

                          خبر آمد خبری در راه است.................

                          سر خوش آن دل که از آن آگاه است

                           شاید این جمعه بیاید..شاید.........       

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386;ساعت 13:39;  توسط ;  | 

 

منـــــــــــــــــــــــــــــــــــا جــــــــــــــــــات با

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد ا 

الهی انگشتر سلیمانی ام دادی انگشت سلیمانی ام ده 

      الهی چون در تو نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم

الهی همه گویند خدا کو حسن گوید جز خدا کو؟

 

     الهی عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد؟

 

          الهی چون تو حاضری چه جویم وچون تو ناظری چه گویم

 

 

 

 الهی راز نهفتن دشوار است وگفتن دشوار تر

 

 الهی هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانی ام بیفزا

 

الهی از شیاطین جن بریدن دشوار نیست با شیاطین انس چه باید کرد

 

الهی اگر گلم ویا خارم از آن بستان یارم

 

الهی شکرت که این تهی دست پا بست تو شد

 

الهی خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستنی است

 

الهی شکرت که پیر ناشده استغقار کردم که استغفار پیر استهزاء ماند

 

الهی کامم را به تلاوت کلامت شیرین بدار

 

الهی از خواندن نماز شرم دارم واز نخواندن آن شرم بیشتر

 

الهی وای بر من اگر دلی از من برنجد..........

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386;ساعت 16:58;  توسط ;  | 

در جزوه ديوانگي خطي كشيدم زير يك اسم جديد

ســـرخ و وزيـــن ، پــــر رمــــز و راز يعني شهيد

 

ويادمان باشد شهيد عزادار نمي خواهد پيرو

مي خواهد.... و چه نیکوشهدا را به خاك نسپردند

به ياد سپردند....مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین و ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386;ساعت 15:51;  توسط ;  | 

سوتی بوش در تبریک عید فطر

 

بوش

جورج بوش در جریان اعلام پیام تبریكش به مناسبت عید سعید فطر، گاف جدیدی داد و به جای تبریك عید فطر آغاز سال جدید هجری قمری را تبریك گفت.

به گزارش باشگاه خبرنگاران روزنامه دارالخلیج چاپ امارات گزارش داد، جورج بوش رییس جمهور آمریكا، در پیام تبریكش به مسلمانان به مناسبت عید فطر، آغاز سال جدید هجری قمری را به مسلمانان تبریك گفت و به این ترتیب یك گاف جدید به دیگر گاف‌های قبلی‌اش افزود.

 این در حالیست كه كاخ سفید از هر گونه پاسخ به سوال خبرنگار این روزنامه در این زمینه امتناع ورزید و مسوولان كاخ سفید تنها اعلام كردند كه این اشتباه فوراً در پیام الكترونیكی كاخ سفید تصحیح شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386;ساعت 15:34;  توسط ;  |