افغانستان توان وارد شدن به ماجراجويي هاي ديگران را ندارد چندي است که مقامات نيروهاي نظامي مستقر در افغانستان و مقامات کشور امريکا اتهام ارسال اسلحه به گروه مخالف حکومت افغانستان را از جانب ايران مي نمايند، ولي در مقابل مقامات ايراني همواره اين ادعا را رد ميکنند. همچنين مسؤولين دولت افغانستان همواره تأکيد کرده اند که هيچ مدرکي دال بر مداخله ايران در انتقال سلاح به گروه طالبان را در دست ندارند. در ميان اين گفته ها آنچه که واضح است اين است که کشورهاي غربي به ويژه امريکا بر سر مسأله پرونده هسته يي ايران با آن کشور در مخالفت شديد قرار داشته و حتي گاهگاه اين اختلافات همراه با تهديدات نظامي به همراه مي باشد. حال با توجه به اينکه جمهوري اسلامي ايران يکي از همسايه گان مهم افغانستان مي باشد و در مقابل، کشور امريکا رهبري نيروهاي نظامي مستقر در افغانستان را بر عهده دارند و اينک اختلافات اين دو کشور صحنه حساسي را براي دولت مردان ما به وجود آورده و هرگونه موضع گيري و ابراز بيان غير منطقي و جانب گيرانه ميتواند افغانستان را نيز درگير مناقشات جبران ناپذيري نمايد؛ اما بايد دانست اگر چنانچه ما نمي توانيم از نقش کشورهاي غربي در آرامش نسبي در افغانستان چشم پوشي کنيم؛ از جانب ديگر نمي توانيم از نقش ايران در امور سياسي ، اقتصادي و فرهنگي افغانستان نيز چشم پوشي کنيم. بايد اعتراف کرد که اجلاس کشورهاي ساحلي درياي خزر و نشست کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در تهران، موفقيت بزرگي براي ايران در عرصه سياسي منطقه يي به حساب مي آيد و اين ، نشان داد که نمي توان اين کشور را از جامعه جهاني به انزوا کشاند و دولت مردان افغانستان بايد بدانند که در تقابل قرار گرفتن با آن کشور و در کل دشمن تراشي به هيچ وجه به نفع افغانستان نخواهد بود. بنا به دليل شکننده بودن اوضاع افغانستان، سخنان مقامات غربي و مقامات ناتو در کشور ما نبايد به گونه يي باشد که از دولت افغانستان چهره يي ترسيم شود که از ديدگاه افکار عمومي، دولت ما پيرو بي چون و چراي هدف هاي مقامات ناتو و دولت هاي آنان تلقي گردد. بايد ياد آوري نمود همچنان که ارتباط حسنه يي ما با غرب با اهميت و حتمي است، روابط فعلي اقتصادي، فرهنگي و سياسي با ايران نيز ضرورت حياتي بوده که چشم پوشي از آن براي ملت افغانستان غير منطقي مي نمايد، لذا مقامات کشور هاي خارجي و دولتمردان افغان بايد به اين سه نکته اساسي توجه ويژه داشته باشند: 1- نکشاندن افغانستان به مسايل و درگيري هاي ميان کشورهايشان و ديگران. 2- ارائه يي اسناد مؤثق و مستند در صورت دخالت همسايه گان و يا ديگر کشورها در امور افغانستان 3- توقف اقدامات تفرقه زا ميان افغانستان و ساير کشورها. به هر صورت همانطوري که رئيس جمهور کرزي بيان داشت منطقه با مشکلات بسياري رو برو است که با همکاري منطقه يي و بين المللي مي توان آن را حل کرد.و در پايان باز هم تأکيد مي کنيم که افغانستان تاب تحمل وارد شدن در بازي ها و ماجراجويي هاي ديگران را ندارد و مردم ما نيز مي خواهند پس از سه دهه جنگ به استقبال صلح و آرامش بروند.
جواد سروری
اخراج مهاجرين افغان از سويدن و سکوت معنادار مقامات کشور
جواد سروري
با خبری که شنيديم متأسفانه حدود ششصد تن ازمهاجرين افغان مقيم کشور سويدن در آستانه
اخراج از آن کشور قرار دارند و بر علاوه آن تعداد زيادي از افغانهاي مقيم کشورهاي اروپايي
به ويژه از کشور انگلستان اخراج گرديده اند و آناني هم که هنوز اخراج نگرديده اند در
سرزمين هاي غربي با موانع متعدد و دشواري هاي گوناگوني دست به گريبانند که از جمله
ميتوان بهره کشي و محروميت کارگران مهاجري راکه کارگران ارزان لقب گرفته اند مثال زد که
از گونه هاي مختلف ستم و بهره کشي رنج مي برند و اين کارگران مهاجر از کشور ما و ساير
کشورهاي اسلامي در تمام کارهاي شاقه و خطر آفريني که شهروندان معمولي غرب به آن تن در
نمي دهند به کار گرفته ميشوند و مزد ناچيزي نيز در مقابل همه خطرات دريافت ميکنند.
بر علاوه آن زماني که يک شهروند غربي به هويت يک فرد افغان پي مي برد نگاهش عوض
ميشود و نتيجه گيري مي کند که افغان کسي است که در مصالح عمومي و اهداف والا اختلال
ايجاد مي کند و بر همين نظر افغان همواره در معرض اين تهديد مي ماند که ممکن است هر
لحظه از آن کشور رانده شود و افغان هميشه سبب اصلي بيکاري، ازدياد جرايم، داد و ستدهاي
مواد مخدر و ساير آفات اقتصادي و اجتماعي غرب قلمداد ميشود.
بر اساس همين مفکورة تبعيض آميز و ضد بشري است که کشورهاي غربي مانند انگلستان و
سويدن اقدام به اخراج مهاجرين افغان مينمايند و جالب است که در اين راستا سازمان هاي مدافع
حقوق بشر و نشريات داخلي و خارجي و مسؤولان حکومتي به ويژه وزارت امور خارجه کشور
و نماينده گان شوراي ملي هيچ گونه عکس العملي از خود نشان نداده و مهر سکوت بر لبان
دوخته اند.
سکوت مجامع بين المللي و سازمانهاي داخلي و خارجي در مقابل اخراج مهاجرين از کشورهای
اروپايي و بر عکس جنجال بي حد آنان در مقابل اخراج مهاجرين از کشورهاي پاکستان و
ايران، اين سوال را در ذهن انسان ايجاد مي کند که چگونه ممکن است کساني که ادعاي بشر
دوستي آنان دنيا را پر کرده است در يک جريان (اخراج مهاجرين از کشورهاي خارجي) دو
موضع گيري متفاوت داشته باشند. يعنی اين تصميم کشورهاي اروپايي را براي اخراج مهاجرين
افغان بر حق بدانند، ولي بر کشورهاي مسلمان پاکستان و ايران به دليل همين کار سيل انتقادات
و تبليغات شومي را راه اندازي کنند. در حالي که ايران و پاکستان هر کدام طي تقريباً سه دهه
حدود 4 مليون افغان را در کشورهاي خود جا داده اند، اما کشورهاي غربي تاب تحمل کمتر از
صدها هزار نفر را ندارند در حالي که همگان مي دانيم که کشورهاي همسايه از نظر اقتصادي
بامشکلات فراواني دست به گريبانند، ولي در مقابل ممالک اروپايي و امريکا از اقتصاد و
توانايي هاي بسيار بالايي برخوردار اند.
جاي سوال اينجاست که کشورهاي غربي هزينه هنگفت ارسال
نيروها و جنگ در افغانستان را پذيرفتند، اما چرا آنها حاضر
نيستند جهت حل معضله
بيکاري و رُشد دانش در
افغانستان هر کدام دو صد و يا سه صد هزار جوان را براي مدتي براي کار و رُشد علمي در
کشورهاي خود بپذيرند؟!
به هر حال لازم نيست بگوييم که اگر افغانهاي اخراجي از انگلستان و سويدن مسلمان نه می
بودند چه جار و جنجالي در اين کره خاکي بر پا مي شد و چه تعداد مؤسسات و سازمانهاي بين
المللي اين عمل را محکوم مي نمودند و خواستار پيگيري موضوع مي شدند و لازم نيست که
اگر دولتي جرأت پيدا مي کرد و با يهوديان چنين رفتار مينمود چه اتفاقي مي افتاد، چيزي که
عيان است چه حاجت به بيان است.
به هر حال براي کشورهاي غربي آنچه که مهم است سرنوشت ملت هاي بيگناه و حفظ حقوق
بشر نيست، بلکه آنان به مصالح و منافع خود مي انديشند و هر جا هرگونه که بخواهند عمل
ميکنند و در واقع آنان نه انسانيت را مي شناسند و نه حقوق آن را، بلکه حقوق بشر نيز
بازيچه يي شده است در دست آنها براي رسيدن به اهداف شان.
در اين ميان مسؤولين مملکتي ما نيز متأسفانه در اين گونه قضايا
دنباله رو افکار غرض آلود گرديده و در اين قضيه مهر سکوت اختيار
نموده است.
بايد به مسؤولين ياد آور شويم همانگونه که دفاع از حقوق شهروندان افغان در کشورهاي
پاکستان و ايران بر عهده شماست، دفاع از حقوق افغانهاي مقيم کشورهاي انگلستان، سويدن و
يا آلمان و ساير کشورهاي امريکايي و اروپايي از مسؤوليت هاي شما مي باشد، پس ضمن
تماس با آن کشورها با جديت اوضاع فعلي کشور را در نظر گرفته و مانع تصميم غير منطقي
آنان گرديد.
آقايان لطفاً دست از سرما برداريد
جواد "سروري"
طي مدتي که حملات انتحاري وبمب گذاريهاي گروه طالبان وهم پيمانان خارجي شان در نقاط مختلف کشور جريان داشت، حملة وحشيانه اي در شهر کابل صورت گرفت که در آن حدود صد نفر از هموطنان ما کشته ويا زخمي گرديدند، اين در حالي است که ما در ماه مبارک رمضان قرار داريم و آناني که شهيد شدند مسلمانان روزه داري بودند که براي امرار معاش يا به خدمت ارتش در آمده بودند ويا هم کارمند ويا شايد کارگراني بودند که در آن ساعت از ميدان بهارستان شهر کابل عبور مي کردند وچه دلهاي کوچکي که شب به انتظار لقمه ناني به سر مي برند تا توسط نان آور عيال به خانه آورده شود ولي افسوس که چشمان معصوم و کودکانه آنها ديگر هر گز نوازش پدر را نخواهد ديد.
چه افسوس که زنان جوان بايد داغ بيوه شدن را بچشند ودر اين اجتماع پر از مشکلات به تنهائي به جنگ روز گار برود تا شابد بتواند براي کودک يتيمش هم پدري کند و هم مهر مادري را به وي هديه کند، البته اگر در حمله اي انتحاري ويا انفجار بعدي نوبت به خود وي نرسد و چه مادراني که داغ فرزند جوان را ديدند، واقعاً چه کسي ميداند که داغ مرگ فرزند جوان چگونه است، جز يک مادر داغديده.جالب است اين اقدام از جانب گروهي صورت گرفته است که خود را داعيه دار پرچم اسلام خواهی مي داند و رهبران آن گروه همواره از دفاع از اسلام ومسلمانان دم مي زنند، اين چه اسلام خواهي است که مردم مسلمان و روزه دار را در ماه مبارک رمضان قتل عام مي کنند؟!
آقايان مثلاً طالب! نيازي به توضيح اسلام خواهي شما نيست، ماکه مي دانيم شما عميقاٌ به اسلام ومسلمانان احترام نميگذاريد، ما مي دانيم که شما به پشتوانه سازمانهاي استخباراتي خارجيان چه بر سراين ملت مظلوم آورديد!
ظلم هاي که طي پنج سال در کابل وديگر ولايات بر سر اين مردم مظلوم صورت گرفت وکشتار هاي که به بهانه هاي مختلف صورت پذيرفت، هنوز از خاطره ها نرفته است، وطي اين مدت شش سال نيز کشتار هاي مختلف از طبقات مختلف جامعه اعم از انجينير وترجمان وپوليس گرفته تا خبر نگار وکارمند و...
دراذهان مردم هميشه باقي خواند ماند.
آقاي ملاعمر! ما عمق احترام شما را به اسلام شنيده ايم، اما تنها چيزي که در اين شعار هاي شما ديده نميشود،عمل به شريعت اسلامی و احترام به مسلمانان وحقوق ملت مسلمان افغانستان است.
آقايان ! زماني که شما
در شهري مستقر مي شويد ومخصوصاً طي پنج سال حکومت تان به خوبي احترام شما را به اسلام درک کرديم!
زماني که عوامل پاکستاني در سايه حکومت شما، شهر ها را ويران، مردان را تير باران وشکم زنان مسلمان را مي دريدند و آنها را در گورهاي دسته جمعي دفن مي کردند، اين علاقه واحترام شما به خوبي نمايان بود. دهاکشته بيگناه در ماه مبارک رمضان امسال نيز از احترام عميق شما نسبت به مسلمانان حکايت دارد.
آقايان طالب! هنوز از کشتار اجمل نقشبندي ژورناليست مسلمان بيش از يکسال نگذشته است.جرم او تنها اطلاع رساني از اوضاع کشور براي مردم بصورت بي طرفانه بود.وچه خوب به عنوان يک مسلمان از حمايت هاي بي دريغ شما بهره مندشد.
خلاصه آقايان! مردم افغانستان آن چنان از محبت هاي شما به اسلام بهره برده است که شايد سالهاي طولاني طول بکشد تا بتواند تاوان اين محبت هارا پس بدهد.افغانستان چه در دوره پنج سال حکومت شما وچه پس ازآن از محبت هاي عميق شما بسيار بهرمند بوده است.
شما با همدستي سازمان ( اي اس اي ) به خوبي عشق وعلاقه خود را به ملت افغانستان ابراز نموده ايد.
آقاي ملاعمر ! مادران شهداي که بر اثر حملات انتحاري وبمب گذاري شما کشته شده اند هر هفته بر سر خاک شهيدانشان به ياد علاقه عميق شما به ملت اسلام و مسلمانان، صحنه شهادت جوانان شانرا در ذهن خود زنده و قبر فرزند شانرا با اشک چشم شستشو مي دهند.
به هر صورت آقايان مثلاً طالب! تنها خواسته اي که ماداريم اين
است که مردم ما به اندازه اي
کافي از محبت هاي شما به ملت مسلمان افغانستان لبريز شده اند تنها خواسته اي که ما از شما
داريم اين است که لطفاًً دست از سر مردم مسلمان افغانستان بر داريد، آنگاه خواهيد فهميد که نه تنها بزرگترين خدمت را به اسلام ومسلمين کرده ايد بلکه خودتان را نيز از نوکري يهود ونصارا نجات
داده ايد.
آدمها مثل رودخانه ميمانند
آدمها رودخانه هستند
و حسادت فصلي از سال
حسادت چهره اي زشت از رودخانه ي وحشي آدمهاست
كه با تند آب و سيل ، هر چه ساختند را ويران ميكنند
و در آن خشم ويرانگر اهريمني
در آن حس مبتذل بي معنا
جايي نيست كه بيانديشي
آيا گلي كه در باغ دلي كاشته بودم نابود كردم؟
چند مي ارزد؟ غرور از كشتار شخصيت جوانه هاي محبت؟
كاش حسادت ميمرد
حسادت ماده شغالي است پير ، آبستن نوزادي زيبا رو و زشت انديش
حسادت نفرت ميزايد
حسادت حقارت ميزايد
حسادت از لحظه هاي آبي، ساعتهاي مبتذل بي شرفي ميسازد
حسادت انسانيت را در ذهن و احساس را در قلب ميكشد
آدمها كاش چشم هايشان را باز كنند
آدمها كاش از زور حسادت تب نكنند
تب كنند ، براي آنها كه برايشان ميميرند
تب كنند از داغ عشق ، از داغ محبت
آدمها كاش لبخند بزنند! كه آسانتر هم هست از خشم
آدمها كاش چشمهايشان هر روز چند لحظه كور باشد
تا با چشم دل ببينند
كم ... اما ببينند
آدمها كاش به طراوت باغ همسايه رشك نبرند
به جاي خشكاندن باغ همسايه ، باغ خود را آباد كنند
كاش براي خوب بودن قانوني جز بد كردن ديگران بنا كنند
كاش باور كنند ، بهترين ها ، در بدترين ها نهفته
مستکبرين بر مستضعفين
سخن گفتن از فلسطين سخن از مهمترين ماجراي قرنهاست و سخن گفتن از روز قدس و امام خميني سخن از بزرگترين مرد قرن و مهمترين حادثه هاست.
مردي که چکيدة عدالت مظلوم تاريخ بشري است و ماجراي که از هنگامة پديد آمدنش بدترين و سخترين شکلهاي ستم و زور گويي ستمگران را مجسم کرده است.
آيا تعجب آور نيست که مردي در فعاليت هايش اين همه اهميت و مرکزيت به فلسطين بدهد در حالي که کشورها و مسافت هاي زيادي او را از آن دور کرده است؟
اين ميرساند که فلسطين تنها يک محدودة جغرافيايي نيست، بلکه يک نشانه از قرآن در قلب تاريخ و تمدن اسلام است و براي هيچ مسلماني امکان ندارد که بدون تفکر دربارة فلسطين و موضع گيري در قبال آن به آينده اسلامي خويش بينديشد، و به همين دليل شايسته نيست براي مردي چون امام خميني که در اين قرن پرچم اسلام را بگونه اي بي نظير و بي سابقه به اهتزاز در آورده، در مورد مسأله فلسطين برخورد کم نظير داشته باشد و چنين شد که امام در اولين سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران روزي را به روز قدس نام نهادند، او روزي از مهمترين روزهاي اجتماع مسلمانان در طول سال، جمعة آخر هر ماه رمضان را انتخاب کرد تا مسلمانان به نام روز قدس گرد هم بيايند و تنفر و انزجار خود را از ظلم متکبرين بر مستضعفين ابراز دارند. ايشان درباره اين روز فرمودند: "روز قدس يک روز جهاني است،... روزي که بايد همت کنيد و همت کنيم که قدس را نجات بدهيم... روز قدس روز اسلام است، روز قدس، روزي است که اسلام را بايد احيا کرد و احيا بکنيم."
بلي، روز قدس سمبول و الگوي مقاومت مستمر و بي پايان مسلمانان و مستضعفان در برابر هجوم بي وقفه و دشمن پيوسته مستکبران و ابر جنايتکاران است، در چنين حالتي بر مستضعفين و محرومين است که خود را در برابر نيروهاي اهريمني استثمارگران بتازند و با توکل بر نيروي لايزال الهي، قدرتمندانه بر آنها بتازند که اين قرن به خواست خدا، قرن غلبة مستضعفان بر مستکبران است، ولي شرط اين غلبه آن است که در برابر ظلم و ستم ستمگران در دنياي زور و چپاول و فريب، ايستاده گي کنند و از پاي ننشينند. بايد اين کودکان فلسطيني که باسنگ و چوب به جان دشمن صهيونيستي تا دندان مسلح افتاده اند سرمشق تمامي آزادي خواهان گردد و از آنان حمايت شود، نه از فلسطين فروشاني که سرميز مذاکره نشسته و شهادت و شهامت ها و ايثار گري هاي ملت فلسطين را در طول 50 سال نبرد براي پيروزي و براي بازپس به دست آوردن سرزمين مقدس خويش از ياد ببرد و تمام مقدسات را براي رسيدن به يک قدرت ظاهري زير پا گذارد.
به هر صورت روزي قدس روزي است که بايد مسلمانان به همه ابر قدرت ها هشدار دهد که بايد دست خود را از روي مستضعفين بردارند و سر جاي خود بنشينند.
آري سر انجام امام رحلت مي کند اما ياد و راه او مي ماند و حالا بايد همه اي ملت هاي مسلمان دست به دست هم داده به هر نحو ممکن به ياري برادران فلسطيني بشتابيم تا قدس شريف اين اولين کعبه مسلمين از چنگال صهيونيزم رهايي يابد و دير نيست آنروز.
بحران اقتصادي زمينه بحران اجتماعي را به وجود خواهد آورد جواد سروري با اينکه عدالت خواهي يک خواسته فطري است، اما بشر همواره کابوس وحشتناک ستم و تبعيض را شاهد بوده است. راز اين فاجعه را بايد در انحراف از دستورات الهي و راهنمايي هاي پيامبران و خود محوري هاي بشر جستجو کرد. در افغانستان نيز اين روزها عدالت و عدالت خواهي تنها به يک شعار در نزد مسؤولان تبديل شده است به طوري که شاهد هستيم در بخش اقتصادي کشور با شعار بازار آزاد، عده يي فرصت طلب و از خدا بي خبر خون مردم بي گناه را با بالابردن نرخها و احتکار اجناس مي مکند. اين روزها ضمن کمبود برق قيمت گاز که عمده ترين مصرف سوختي خانواده ها است به حدود دو برابر افزايش يافته و در اين ميان يک شرکت خصوصي هم که وعده رساندن گاز به قيمت 35 افغاني را به درب منازل مردم نموده بود، با خاموش ماندن شماره هاي تماس، گاز خود را به مغازه داران با قيمت بسيار بالا به فروش مي رساند و در واقع با احتکار يکي دو تاجر ظالم قيمت گاز از 35 افغاني به 80 افغاني صعود کرده است، ولي در اين گيرو دار دولت نيز به نظاره نشسته است و اين مردم بيچاره است که بايد بسوزند و بسازند. آري اين طغيان گران ستمگر افراد جهنمي اند که به حقوق محرومان دست اندازي کرده و قوت لايموت گرسنه گان را از حلقوم آنان مي گيرند و صرف عيش و نوش و هوس بازي هاي خود مي کنند و به هيچ وجه به آنچه دارند، قانع نيستند، اگر همه ثروت جهان را به دست آرند، باز هم براي غارت گري بيشتر راه و چاره مي انديشند و هميشه سد راه عدالت و دشمن بشريت و ضد ارزشهاي انساني هستند و امروزه دولت افغانستان نيز با برنامه هاي غلط خود حامي اين دسته از فرصت طلبان شده است. مسؤولان امروزي پيشرفت و رُشد اقتصادي مملکت را در خصوصي سازي و بازار آزاد جستجو مي کنند، اما دولت افغانستان در مصطلحات امروزي غرق شده است که نفس عدالت را در توسعه و بازار آزاد فراموش کرده اند، در حالي که در فرهنگ اسلامي و سيرت رسول خدا "ص" عدالت به عنوان اصل حاکم مد نظر است و ما که ادعا مي کنيم کشور ما و نظام ما اسلامي است بايد اصل عدالت را از ياد نبرده براي نيل به آن، برنامه ها را تنظيم نموده و براي نيل به عدالت، کار ها را ترتيب دهند عدالت آنقدر وسيع و قابل انعطاف است که مي تواند بازار آزاد را هم جهت داده و زمينه رُشد در تمامي زمينه را فراهم آورد، اما در حقيقت در دنياي اسلام و بلکه در جهان سوم که مشاهده مي شود خيلي از مسايل جايگاه اصلي خود را پيدا نمي کند و در کشور ما نيز افراد فرصت طلب با استفاده از جو نا آرام بازار سياسي در کشور در حالي که هيچگونه خلاقيتي در کار ندارند، در رأس امور قرار گرفته و در سياستهاي کلان اقتصادي تصميم گيرنده مي شوند و باعث چنين فاجعه هاي اقتصادي براي مردم مي گردند و هنوز هم از بي تدبيري و ندانم کاري به نظاره نشسته اند. اين نوع اعمال براي اين است که در برنامه ها و عزل و نصب ها عدالت رعايت نمي شود افرادي که از سوابق روشني برخوردار نيستند و صلاحيت خيلي از کارها را ندارند در نهادهاي مهم کشور گماشته شده و در سرنوشت و مقدرات کشور تصميم گيرنده شده اند، اگر عدالت به عنوان استراتيژي مد نظر قرار مي گرفت و در گزينش ها و تائيد ها و راه و انتخاب ها، توازن و عدالت رعايت مي شد، خيلي از مشکلات کنوني به وجود نمي آمد، حضرت علي (ع) در اين باره مي فرمايد: "شما مي دانيد که زمامداران و واليان و متوليان نبايد افراد و کساني جاهل باشند، براي اينکه جهل و ناداني شان موجب بد بختي و اضلال امت مي شوند و ستم کار و جفا کار هم نبايد باشند، زيرا آدم ظالم و جفا کار راه رسيدن مردم را به آسايش و آمال انساني مسدود کرده و آنان را از اهداف شان باز مي دارد و کساني نباشند که اموال عمومي و بيت المال مسلمانان را حيف و ميل کرده و در مسير درست مصرف نمي کنند، براي اينکه اينان براي حفظ اهداف نفساني و شخصي خود عدالت و برابري را رعايت نکرده و با مردم به صورت تبعيض ناروا رفتار مي نمايند و کساني که روي رشوه حکم صادر مي کنند نيز نباشند براي اينکه موجب از بين رفتن حقوق و مصالح عمومي خواهند شد.) همين سخن بلند براي اهميت و ضرورت رعايت عدالت کافي است و چقدر زيبا و مستدل بر ضرورت امر اشاره کرده است و با صراحت و قوت هر چه تمامتر بيان کرده است که اسلام تمامي دستوراتي که دارد با توجه به همين اصل کلي و مراعت اصل توازن مي باشد اگر فردي مسؤوليتي را در جامعه اسلامي قبول کند. از همه افراد و عناصر زير دست خود بايد آگاه تر، پر توان تر و جلوتر باشد در صورتي که با بودن يک شخص آگاه تر، فرد جاهل، مسؤوليت اداره و رهبري جامعه را قبول کند روز به روز وضع اجتماعي به قهقرا رفته و به تدريج به نابودي کشيده خواهد شد، کسي که در بيت المال مسلمانان بي احتياط است و هر نوع تصرف در اموال را مجاز ميداند و براي مهماني هاي شخصي و سيمينارها و جرگه ها، هزينه هاي آنچناني مصرف ميکند که همه آن را به حساب عامه مردم گذاشته و در واقع به اجتماع و افراد جامعه تحميل مي گردد، چنين شخصي چگونه ميتواند درد مردم را لمس کند و يا چه ميداند گاز کيلوي 80 افغاني يعني چه؟! براي اين است که بايد عرض کنيم مسؤولان در نظامي که ادعاي اسلامي بودن آن گوش همه را کر کرده است وقت خود را در محيط هاي آنچناني که داراي تجملات و دکورهاي گران قيمت است نگذرانند، تا خوي کاخ نشيني آنان گل نکند و در نتيجه از درد جامعه و مشکلات مردم دور نمانند. خلاصه آنکه اگر جامعه مصرفي بازار آزاد خوب هم باشد ما آنرا غلط اجرا مي کنيم و باعث بي عدالتي در کشور شده است و ما خيلي زود و بي موقع به اين سيستم رو آورده ايم و اگر اين سيستم به همين منوال ادامه يابد کمر اقتصادي مردم را خواهيم شکست و بالطبع اين روند آينده خطرناکي خواهد داشت و ممکن است هر لحظه صبر مردم از بيکاري، قيمتي و ندانم کاري مسؤولين لبريز گردد که آنگاه زمان براي تجديد نظر دير خواهد بود.
رمضان، بهار قرآن وماه اجابت دعا جواد سروري اين حقيقت به اثبات رسيده که احکام الهي بر پايه مصالح جامعه بشري و رفاه و سعادت انسان در دنيا و آخرت بنا گرديده است. يعني در شريعت اسلامي هيچ حکمي بدون علت وانگيزه واقعي صادر نشده است، اما اين سخن بدين مفهوم نيست که آدمي، مي تواند علت قطعي همه احکام ديني را با عقل خود، دريافت کند، چرا که دانشهاي بشري،در عرصه نيازهاي مادي وشناخت ساختاروجودي آدمي،اند کندو به شهادت کاوشها وپژوهشهاي دانشمندان معارف بشري، مجهولات انسان در مقايسه با دانستنيها يش بسيار فراوانند وفاصله زيادي ميان اين دو حکمفرماست. از اين رو مي بينيم که هميشه انسان ها در قوانين موضوعه، روش وسيستم سياسي، حقوقي واقتصادي و...تجديد نظر مي کنند. البته اين گفتار بدان معنا نيست که دريافت حکمتها هم از دسترسي دورباشد، بويژه اين که عمده اين علت ها در آيات قران واحاديث و روايات بيان شده است و روزه از جمله اين موارد است، که آيات وروايات توأم در باره فلسفه آن سخن گفته اند وعلم وتجربه نيز اهميت ولزوم آن را مورد تائيد قرار داده است. روزه از فوايد و آثار گوناگون جسماني وروحاني بر خوردار است. روزه تمرين مقاومت و آماده گي روحي در خود سازي است. براي اينکه اخلاق وتهذيب نفس، بردو پايه استوار است. 1- پاکسازي وتصفيه روح از عادات نکوهيده وآلودگي هاي مادي که مقدمة آن شناخت صفات پسنديده ونا پسنديده انساني است. 2- آراستن نفس به صفات پسنديده و مطلوب انساني مانند تقوي که از حکمت هاي روزه است. کساني که ساليانه، دورة يک ماهه يي را براي شرکت در اين پيکار دروني مي گذرانند، از آماده گي رزمي بيشتري نسبت به ديگران بر خوردارند. براي اين که پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) شکم پرستي و شهوت جنسي را از جمله سه امري مي شمرد که پس از خويش، براي امتش نسبت به آنها بيمناک بود. ونيز فرموده است: اولين چيزهاي که موجب گرفتاري انسان در آتش جهنم است، دهان ( ابزارگناهان فراوان) وفرج (ابزارشهوت جنسي) است. در ماه مبارک رمضان، از جمله اموري که روزه دار از آنان پرهيز مي کند، خورد و خوراک و مسايل جنسي است. بنابر اين کساني که با تمرين هاي پيگير وخستگي ناپذير ازمرحله هاي دشوار شکم و شهوت پرستي گذشته اند، در برابر ساير کششهاي نفساني، از مقاومت بيشتري بر خوردار خواهند بود و براي همين است که آمار جرايم وکارهاي خلاف درماه مبارک رمضان ،در کشورهاي اسلامي، سير نزولي را نشان مي دهد. از علت هاي ديگر روزه ومصالح آن تعهد اجتماعي واخلاقي آن است که بايد گفت؟ نظام طبقاتي وفاصله ژرف ميان تهيدستان و توانمندان، يکي از عوامل تنش زاو نارضايتي در هر نظامي است و به هر ميزان فاصله اختلاف طبقاتي ،عميقتر گردد، ناهنجاري هاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي افزونتر مي گردند تا آنجا که به مرحله انفجار ونا آرامي هاي اجتماعي، فرجام مي يابد. اسلام با تکيه بر اصل عدالت اجتماعي، نهايت کوشش را در تنطيم روابط جامعه به کار برده و از آنجا که طبيعت بشر، به واسطه استعداد ها وتوانمنديهاي فردي، بر اختلاف است، خواسته ها با جعل احکام ودستورهاي گوناگون، آن اختلاف طبيعي را هم به حد اقل برساند. از جمله اين احکام روزه است که به سبب آن، اول اينکه ميان همه افراد جامعه برابري ايجاد مي کند وديگر اينکه شرايطي را پديد مي آورد تا ثروتمندان با درک موقعيت محرومان، فشارهاي اقتصادي ورنجهاي اجتماعي آنان را کاهش دهند. و همينطور با اين کار روحيه برادري وديگر گرايي را در جامعه به وجود مي آورد ودر کل، جامعه را از پريشاني ونارضايتي ، پاک مي سازد. از سوي ديگر امروز در علم طب به اثبات رسيده که عامل بسياري از بيماري ها زياده روي در خوردن وعدم رعايت بهداشت تغذيه است پيام آور بزرگ اسلام (ص) قرنها پيش اين مطلب را چنين بيان فرموده است :(معده خانه تمام درد هاست وامساک بالاترين داروها وميبينيم که امروز در تمامي دنيا روزه داري را در طب به نام رژيم در موارد مختلفي از بيماريها تجويز مي کنند. به گونة که داکتر آلکسيسوفورين در کتاب (روزه روش نوين براي درمان بيماري ها) مي گويد: درمان از طريق روزه فايده ويژه اي در کم خوني ضعف روده ها التهاب مزمن دملهاي خارجي وداخلي، سل، اسکليروز، روماتيسم، تقرس، استسقا، نوراستني، عرق النسا، ريختگي پوست ،بيماري هاي چشم، مرض قند، بيماري هاي جلدي، معالجه از طريق امساک نه تنها اختصاص به بيماري هاي فوق ندارد، بلکه بيماري هاي که مربوط به اصول جسم انسان است وبا سلول هاي اساسي جسم آميخته شده همانند سرطان، سفليس ،سل و طاعون –را نيز شفا مي بخشد. جدا از فلسفه هاي ذکر شده روزه، برترين عبادتها روزه است و از شريفترين ايام (ماه مبارک رمضان) رمضان فرصت تازه اي است تا انسان به هجرت دروني وسرنوشت ساز بپردازد واز خود وخواسته هاي نفساني اش بگذرد ودر مسير اتکا وجاودانگي گام بردارد. بلي، رمضان بهاري است که گلهاي اجابت دعا، در آن شکوفا مي شوند ودر هاي رحمت الهي پيوسته گشوده اند وابواب عذابش بسته.رمضان ،ماه مساوات وبرادري ،ماه دگر گرايي و همدردي با تهي دستان است ،ماهي است که ارزش (شب قدر آن ،افزون از هزار ماه است. وبالاخره دررمضان ) بهار انس با قران ،وماه بهره برداري فکري وعملي از قران است. قرآن، روح ماه رمضان است که در کالبد آن دميده شده ،وارزش وعظمت آن را چند برابر کرده است قران قلب ماه رمضان است، که بدون اين قلب و ضربان آن، جوهره حقيقت در رگ هاي حيات معنوي روزه داران به جريان نمي افتد و بهار قرآن ماه رمضان است. پايان اين گفتار را با ذکر سخن پيامبر اکرم (ص) در شأن پاداش تلاوت قرآن مي آرائيم که فرمود: مومن که هر شب ده آيه از آيات قرآن را تلاوت کند، نامش جزء (غافلان) نوشته نشود. واگر هر شب پنجاه آيه بخواند نامش جزء (ذاکران) نوشته شود. واگر صد آيه بخواند نامش جزء (قانتان) (بنده گان خالص وفروتن) نوشته گردد. وهر گاه هرشب صد آيه بخواند نامش جزء (فايزان) (رستگاران) ثبت مي گردد. وهر گاه پنجصد آيه بخواند نامش جزء (مجتهدان ) (تلاش گران حق ) نوشته شود و اگر هزار آيه بخواند براي او در بهشت قنطاري از طلا که مساوري پانزده هزار مثقال طلا است مقرر گردد، که هرمثقال آن 24 قيراط است که کوچک ترين قيراط آن همانند بزرگي کوه احد مي باشد. بزرگترين آن به بزرگي بين زمين وآسمان است.
تحولات شرق ميانه و آسيب پذيري افغانستان بر اساس گزارشات خبري، نيروهاي اسرائيلي تمريناتي را در جهت رويا رويي احتمال با سوريه آغاز نموده و پرواز هواپيماهاي اکتشافي آن رژيم در خاک سوريه و سخنان مبهم و عدم جواب قطعي جورج بوش رئيس جمهوري امريکا در همايش خبري روز شنبه (2 ميزان) در مورد احتمال حمله نظامي امريکا و اسرائيل، احتمال يورش به خاک سوريه را افزايش داده است که در اين ميان سفر اخير وزير امور خارجه امريکا به مناطق اشغالي نيز نمي تواند بدون ربط باشد. البته به گفته شيمون پرز رئيس جمهور رژيم اشغالگر قدس, اختلاف اسرائيل و امريکا با سوريه بر سر لبنان و بلندي هاي جولان است. زيرا رژيم اسرائيل مدعي است که دولت سوريه از حزب الله لبنان، حمايت نظامي کرده و در تلاش براندازي دولت فواد سينيوره از سمت نخست وزيري لبنان ميباشد. هم زمان با شدت بحران ميان اسرائيل و سوريه ، انکشاف ديگري نظر همگان را به خود جلب کرد. خبرگزاريها، از مذاکره ميان حکومت افغانستان و مخالفين آن و همچنين کوشش در جهت تعيين تاريخ خروج نظاميان امريکايي از عراق خبر دادند. در اين جا اين سوال به ذهن هر انسان هوشمندي ميرسدکه چه رابطه يي ميان اين دو حادثه وجود دارد که يکي خبر از جنگ مي دهد و ديگري خبر از صلح و مذاکره؟! بايد ياد آور شد که در ابتداي جابجايي قواي ناتو و نيروهاي ائتلاف به رهبري امريکا در افغانستان و عراق, مقامات کشور هاي عضو به اين باور بودند که با مشکلي چنداني براي کنترول و اداره اين دو کشور روبرو نخواهند شد و نيز ضمن استقرار در منطقه از رُشد و پيشرفت رقيب شان (جمهوري اسلامي ايران) در منطقه جلوگيري نمايند، اما با گذشت چند سال به نظر مي رسد که تا حد زيادي اين معادلات بر عکس شده است و ايران با استفاده از گرفتاري نيروهاي غربي در دام گروههاي مخالف در افغانستان و عراق، توانسته است تا حد زياد موازنه را به نفع خود رقم بزند و اين چيزي است که براي رقيبش غير قابل تحمل به نظر ميرسد. به همين دليل است که غرب به هر نحو ممکن چه مذاکره و مصالحه و يا راههاي ديگر، مشکلات خود را در عراق و افغانستان کاهش داده و انرژي و نيروي خود را صرف نبرد با منطقه نفوذي ايران و در برابر کشور سوريه، که متهم به هم پيماني با ايران است، نمايند تا ضمن تضعيف حزب الله لبنان که به ادعاي مقامات غربي از خاک سوريه تأمين مي گردند، به گونه يي غير مستقيم به ايران نيز اعلام جنگ نمايند و قدرت نظامي آن کشور را نيز محک بزنند، چون مسؤولان امريکا و رژيم اسرائيل عقيده دارند که ايران، سوريه و حزب الله متحد سه ضلعي را تشکيل داده اند که ايران به آنها کمک تسليحاتي مي نمايد. البته نا گفته نماند که همه اين اتفاقات هرگز باعث نخواهد شد که امريکا از منافع خود در افغانستان و ذخاير سرشار نفت عراق که دومين ذخاير جهان را پس از عربستان دارد، چشم پوشي نمايد. به هر صورت حمله نظامي به سوريه و ماجراجويي هاي دولت تروريست اسرائيل ميتواند جهان را به سوي يک جنگ فرا منطقوي پيش ببرد که در آن صورت هيچ کس از اثرات زيانبار آن در امان نخواهد بود. اميدواريم دولتمردان افغان شکار عواطف و گرفتار احساسات فردي نگرديده و با نظارت دقيق از تحولات منطقه؛ تدابير لازم را براي دور نگهداشتن کشور از هر گونه جنگ نيابتي و تحميلي و آسيب هاي گسترده ناشي از آن که به هيچ وجه در توان مردم ما نيست؛ روي دست گيرند.
جواد سروري
فلم (دختر افغان) پست ترين نماد بيهوده گي غربي جواد سروري هنر، ريشه در عواطف و احساس بشر دارد و درست به همين جهت است که کاربردش از علم وسيعتر است و در عصر ما علم و تکنالوجي را به خدمت گرفته تا شعاع بيشتري را تحت پوشش خويش قرار دهد، اما امروزه شاهد هستيم که در اکثر نقاط دنيا اين امکانات، تحت سيطرة نظامهاي شيطاني است و آنها يک حرکت فرهنگي و عقيدتي را بر عليه کشورهاي اسلامي به ويژه ملت ما در پيش گرفته اند که متأسفانه ابزار انساني اين تهاجم را که اين بار در قالب هنر سينما بروز کرده است، هموطنان فريب خورده خود ما ميباشد. بلي، چندي است که يک فلم مستهجن و ضد ارزشهاي اسلامي و حتي دور از اخلاق انساني به نام (دختر افغان) از ساخته هاي يوسف رويان که توسط رويان فلم در کشورهاي افغانستان، آلمان و انگلستان فلمبرداري و توليد شده است در سطح شهر به فروش ميرسد. نحوه ساخت اين فلم شايد از ديد سازنده گان غرب پرور آن، چندان مهم نباشد، اما به واقع و در باطن خود، نشان دهندة فرو ريختن مرزهاي انسانيت، در حيوانيت غربي است. فلم دختر افغان يعني، فرو ريختن تمام فرهنگ جامعه در حضيض پست ترين نماد پوچي و بيهوده گي غربي. آن هنگام که مسؤولان هنر سينماي ما معيار و الگوي خود را جامعه لجن آور غرب قرار ميدهند، نبايد تعجب کرد که فلمي به مانند دختر افغان ساخته شود. مسؤولان امور نمي توانند مسؤوليت خود را از ساخت فلم دختر افغان مبرا بدانند، چرا که بخشي از اين فلم گمراه کننده در افغانستان تصوير برداري شده است، حال چه کسي به اين ها اجازه فلمبرداري را صادر نموده است؟ آيا آقاياني که اجازه صادر نموده اند، فلم نامه را مطالعه کرده بودند؟ آقايان مسؤول بايد بدانند که جهان در جنگ جدي و ويرانگر فرهنگي قرار دارد روشن است که اين جنگ ابزار و سلاح ويژه دارد، سلاح اين جنگ تانک و مسلسل و هوا پيما نيست، بلکه قلم و فلم و ماهواره است، سلاح اين جنگ بمباران، ناپالم نيست، بمباران امواج است و اسلحه دشمن ده ها فلم و مليونها سيگنال صوتي و تصويري است، اسلحه دشمن فريب خورده گان وطن است، اسلحه دشمن سلمان رُشدي است و افسوس و صد افسوس که ما بعضي از روشنفکران و مسؤولان ما در خواب غفلت به سر مي بريم. به هر حال بر همه گان روشن است که جوامع امروز غربي، در کثافات و تفاله هاي تکنالوژي دست و پا مي زنند و اين تکنالوژي چنان اعمال ولايتي بر اين جوامع دارد که هرگونه روح انساني و ايمان و تقليد را از آنها گرفته است و همه بايد بدانند جوامعي که از غرب الگو پذيري مي کنند، جز مقام بوزينگي برايشان محقق نميشود. لاقيدي و بي ايماني و ساير مواردي از اين دست که در جهان غربي است نکوهيده است اما نکوهيده تر از آن تقليد و اسوه پذيري از اين فرهنگ مبتذل و بي هويت است. پس به مسؤولان فرهنگي و هنري کشور است تا جلو ساخت اين گونه فلمها را که جامعه را به لجنزار فساد مي کشاند بگيرند تا خداي ناکرده خشم امت اسلامي به جوش نيامده که آن وقت فرصت فکر کردن نخواهيم يافت.


