به دلیل یک سری مشکلات به اجبار اقدام به ترک
افغانستان نمودم.
به همین دلیل فعلا نمیتوانم وبلاگم را به روز آبدت کنم.
از همه دوستان معذرت میخواهم. و التماس دعا دارم.
نا بساماني اقتصادي و مسؤولان تماشاچي!
اولين دردي که انسان در جامعه لمس ميکند رنج فقر و فشار محروميت و گرسنه گي و کمبودهاي مادي است و آنگاه نوبت مي رسد به مسايل معنوي و (هر چند معنويت در رتبه مقدم است) به اين حقيقت بايد معترف بود وضع اقتصادي ما دستخوش هرج و مرج شده و امر معاش توده هاي مردمي رضايت بخش نيست وتبعيض وبي عدالتي و فاصله ميان فقير و ثروتمند روز به روز روند فزاينده به خود ميگيرد و مسؤولان ما فقط به فکر گليم خود اند.
آنچه که مربوط به معيشت مردم و هزينه هاي جاري زنده گي است، به دليل افزايش قيمتي و بي ثباتي نرخها و عدم نظارت کنترول، فاجعه آميز است، آخر با کدام منطق قابل توجيه است که هر صبح و شام، مردم شاهد افزايش نرخها و هرج و مرج اقتصادي باشند ومسؤولان امور فقط
تماشاچي اوضاع.
گويي آقايان در اين جامعه نيستند که ببينند در محيط چه ميگذرد و بر سر توده مردم چه مي آيد، بلي مسؤولان کاخ نشين چه ميدانند، فقر ومحروميت چيست و اجاره نشيني و توقعات زن و بچه و درمانده گي و شرمنده گي يعني چه؟
بايد به اين مساله فکر کرد که يک فرد کم در آمد و مثلاً يک کارمند با در آمد 2000 افغاني چه ميکند و به فرض که 350 افغاني! به حقوق او افزوده شود با اين قيمتها، چگونه ميتواند بر مشکلات فايق آيد. نخستين خطر و بازتاب منفي اين وضع نا بسامان، ضعيف نشان دادن مديريت اقتصاد و نداشتن برنامه يي درست، در امر اقتصاد و ادارهء نظام معيشتي جامعه است.
ميدان دادن به بازار آزاد و نداشتن حاکميت و کنترول و نرخ گذاري، جامعه را تضعيف ميکند، عاقلانه نيست که هر سود جويي هر کالايي را هر طور دلخواه اوست، عرضه کند و کسي نباشد او را بازخواست کند، هجوم به فرهنگ مصرفي و تجمل و پر کردن بازار از کالاهاي شرقي و غربي هرگز راه حل نيست، رفتن زير وام و قرضه هاي خارجي، دوستان را ناخوش ميکند و بذر اميد در دل دشمن ميپاشد و اگر اين مشکل اقتصادي و سر خورده گي و عدم توجه به آن ادامه بيابد، با عواقب بسيار نا مطلوبي روبر خواهيم شد.
مع الاسف بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف کرد که در وضع کنوني اخلاق و اعتماد رو به انحطاط ميرود، هر کس اندک تماسي با محيط وکيفيت معاشرت مردم با يکديگر داشته باشد نخستين چيزي که برداشت خواهد کرد اينست که مردم از يکديگر مي ترسند، به هم اعتماد ندارند، هر کس فکر ميکند ديگري ميخواهد جيبش را بزند و قيمت بفروشد و بيش از حق خود بگيرد، تاجر جنس را احتکار ميکند چون ميداند فردا قيمت تر ميفروشد، بازار رشوه و فساد و خلاف شرع و سؤ استفاده رايج گرديده، هر کس ميخواهد، بدون توجه به مشروعيت آن، لقمه ناني به دست آورد و به زن و بچه اش بدهد و گليم خود را از امواج به در برد و کمتر کسي به فکر حلال و حرام و حق الناس ميباشد و اين همه ثمره نا، بساماني اقتصادي و لجام گسيخته گي نرخ ها مي باشد، که با فشارهاي فزاينده زمينه يي براي ترويج منکر و ازاله معروف در ميان مردم شده است و اين چيزي است که ما عملاً در جامعه شاهديم.
آنها که واقعاً دلسوز جامعه اند، بايد بدانند رشوه و تبعيض و افزايش روز افزون نرخها، بدي و آثار و تبعاتش از بيرون بودن موي فلاني خانم صدها بار بيشتر و زيان آورتر است. به هر حال اميد ميرود اين تذکرات که با دلسوزي نسبت به آينده بهتر کشور مطرح شده مورد توجه قرار گيرد! و در پايان با اين شعر از بابا طاهر بحث را پايان ميدهيم.
بگورستان گذر کردم کم و بيش
بديدم حال دولتمند و درويش
نه درويشي به خاکي بي کفن ماند
نه دولتمند برد از يک کفن بيش

به گزارش «جهان»، تحولات اخير لبنان و دو مصوبه دولت سنيوره كه با مخالفت گسترده شهروندان لبناني مواجه شد ، حاكي از توطئه بين جريان 14 مارس و بعضي كشورهاي عربي عليه حزب الله بود كه منجر به درگيريهايي در سطح شهر بيروت شد و سرانجام با درايت و هوشياري حزبالله لبنان به پايان رسيد و دولت سنيوره به خفت عقب نشيني كرد.
همانطوري كه بسياري از كارشناسان و تحليلگران مسائل لبناني معتقددند، طي هفته گذشته، جريان 14 مارس، آمريكا و بعضي از كشورهاي عربي براي خلع سلاح حزب الله بصورت تدريجي توطئه اي را آغاز كرده بودند كه با هوشياري حزب الله اين توطئه خنثي و دولت لبنان مجبور به عقب نشيني گرديد.
اصل ماجرا از اين قرار بود كه با بركنار كردن فرمانده امنيت فرودگاه بيروت و برهم زدن شبكه ارتباطي حزب الله، كمك هاي نظامي كشورهاي كمك كننده به دولت لبنان از طريق فرودگاه لبنان آغاز گرديده و با از كار انداختن سيستم ارتباطي حزب الله، جناح معارضه لبنان و حزب الله غافلگير شده، اما موضعگيري وليد جنبلاط و تسليم كابينه لبنان باعث هوشياري حزب الله گرديده و با واكنش سريع و بموقع حزب الله اين طرح خنثي گرديد.
دولت لبنان و گروه 14 مارس كه وعده هاي آمريكات و اسرائيل و كشورهاي عربي را پوچ و توخالي ديدند، در يك عقب نشيني آشكار دو مصوبه خود را لغو كرده و با برخي از شروط معارضه موافقت كردند.
به نظر مي رسد قدرت نمايي حزب الله در تصرف بيروت، برخورد مقتدارانه و هوشيارانه حزب الله در واگذاري مناطق تصرف شده به ارتش و نااميدي گروه 14 مارس از همپيمانان خارجي خود، راه را براي توافق گروههاي داخلي لبنان بيش از پيش فراهم كرده است.
عبدالحسين مشفق كارشناس مسايل لبنان

"شرمنده تونیم شهدا"، قافیه شد تو شعر ما
ردیف شعرمون همش" "چیکار کردیم بعد شما؟!"
هرچی شما خاکی بودین، ساده و افلاکی بودین
دادیم شمارو بِکِشَن، با قُپِّهها، درجهها
کوچیک بودیدم، حقیر بودیم، دادیم بزرگتون کنن
عکساتونو چاپ بزنن، رو پسترا و بنرا
این چاه اگه آبم داره، واسهی ما خوب نون داره
چوب حراجتون زدیم، تو میدونا، خیابونا
آی خونهدار و بچهدار، زنبیل و بردار و بیار
پلاک و استخوان داریم، تحفهی راه کربلا
پلاک و استخوان داریم، یک عالمه جوون داریم
شهری تو آسمون داریم، پاشین بیاین دُکّونِ ما
گردنمون که کج میشه، غرورمون فلج میشه
کی میدونه راست یا دروغ؟ شرمنده تونیم شهدا
گاهی یکسال آزگار، سراغتون نمیآییم
گاهی میگیم مارش بزنن، با تاج گل مییایم ادا
چندوقت یکبار لباستون، تو تنمون زار میزنه
وبال چفیتون میشیم، همایشا، نمایشا
جنگل مولایی شده، شهرمون از دوز و دغل
هرکی به فکر خودشه، سوارهها، پیادهها
چیکار کردیم بعد شما؟، به عقل جِنَّم نمي[آ]مد!
سکه زدیم به نامتون، اما تو بازار رِبا
خلوص نیت نداریم، ما حاج همت نداریم
همش داریم بیرون میدیم، فوق لیسانس و دکترا
دکترامو میگن شما، بچهرو دِپرس میکنید
دادیم که حذفتون کنن، از قصهها، سانسورچیا
بچههامون بچههاتون، بنگی شدن، رنگی شدن
رومی شدن زنگی شدن، شرمندهایم رومون سیا
من چیبگم آخر شعر، جون و دلم آتیش گرفت
شهید کشی بسه دیگه، جون امام وشهدا

بچه هاي قلم
|
کرزي غرب را خشمگين کرده است حامد کرزي پس از عمليات تروريستي نافرجام عليه خود، نوک پيکان انتقاداتش را متوجه غرب کرد. اين امر رفته رفته نارضايتي کشورهاي غربي را در پي داشته است. |
|
| بودن یا نبودن ؛ مساله غزه است | ||||||
| در حال حاضر شهر غزه زیر آماج حمله های ناجوانمردانه تروریستی در خاک و خون غوطه می خورد و مجامع بین المللی حتی کشورهای اسلامی فریاد مظلومانه زنان و کودکان بی دفاعی که در پی امرار معاش خویش در حال رفت و آمدند و توسط تانک های رژیم صهیونیستی به مرگ محکوم شده اند را هم نمی شنوند. | ||||||
از سویی دیگر آن ها به دنبال دستیابی به اطلاعات فنی و تکنولوژی لازم برای مقابله با موشک های کوتاه برد به خصوص موشک های قسام (ساخت گردان های شهید عزالدین قسام) است که به اعتراف خود صهیونیست ها تاکنون راه حلی برای مقابله با این موشک ها نیافته اند. کجایند مدعیان و حامیان حقوق بشر، همان هایی که داعیه مبارزه با تروریسم را دارند و می خواهند صلح جهانی را برقرار کنند. آنانی که خود را قیم همه کشورها می دانند و طالبان و القاعده دست پرورده آنان هستند خود درصدر دارندگان ..... | ||||||
ادامه مطلب...
بهمناسبت 20فروردين و شهادت روايروايتفتح
آقا سيد! تو آرشيتکت خانه دل بودي.../ من از يک راه طيشده با شما حرف ميزنم
من هم سالها به شبهاي شعر و گالري هاي نقاشي رفته ام. موسيقي کلاسيک گوش
داده ام. من هم سالها با جلوه فروشي و تظاهر به دانايي بسيار زيستهام.
ريش پروفسوري و سبيل نيچهاي گذاشتهام و كتاب «انسان تك ساختي» هربرت
ماركوز را طوري دست گرفتهام كه ديگران جلد آن را ببينند و پيش خودشان
بگويند «عجب فلاني چه كتاب هايي ميخواند، معلوم است كه خيلي ميفهمد.»
... اما بعد خوشبختانه زندگي مرا به راهي کشاند که بپذيرم بايد در جست و
جوي حقيقت بود...
|
![]() |

ارمغان فرهنگي جامعه بين المللي براي افغانستان




جواد سروري
باز شدن دروازه هاي افغانستان به روي کشورها و گسترش رفت و آمدها و توسعه تکنولوژي اطلاعاتي، مثل
انترنت که در دو سال گذشته تسريع شده است و راه اندازي شبکه هاي تلويزيوني که بدون کدام نظارتي هر برنامه
يي را که دلشان خواست نشر مي کنند و کيبل ها و ماهواره ها و عدم توانايي دفاعي کشور ما در مقابل تهاجم
فرهنگ غربي از طرق ياد شده، اين اميدواري را به نخبه گان غرب زده داده است تا افغانستان را در فرهنگ
غربي که فساد و تباهي سر لوحه آن است جذب نمايد...
ادامه مطلب...
بهار نگاهی تازه


جواد سروری
آخرين برگ جنتري ما در پشت حصاري از زمستان ورق ميخورد و ما در پس اين ستون به روزهاي رفته چشم
دوخته ايم. اي همراه! ما چقدر از جهان پيرامون خويش عقبيم، چقدر خود را در آخرين سرود سرد خاک پيدا
کرده
ايم؟ آخرين برگ جنتري ورق ميخورد و جهان از درخت و شکوفه سرشار خواهد شد.
آخرين برگ از درخت حوت فرو خواهد افتاد وجهان از آواز قناري لبريز خواهد شد؛ اما ما چه گلي به سر
خويش
زديم! اگر به هم اعتماد کنيم، بهار جاذبه يي است که منو تو را بر مي انگيزاند، در رستاخيز سبزتر از هر بهار.
هموطن، بهار سر آغاز است براي بهتر زيستن و نگاهي است تازه در جستجتوي لباسي نو براي دلهاي که به
آسمان اهانت ميکنند، براي آدمياني که زبان تازه جنتري را نمي فهمند،
بهار ( تعجب سبزي) است که بر سر راه من و تو مي روييد و مثل
علامت سوال بزرگ، سالهاي برباد رفته را به شکايت ميگيرد.
پس بهار يعني يک ياد آوري سبز و روشني که ما را در جهاد راه زنده گي به تامل واميدارد.
بهار ميگويد:( ميان من وتو فاصله يي نيست اگر دلت همچون من سبز باشد)
بهار، فرصتي است براي تامل در راز آفرينش وانديشيدن در شان و جايگاه بهار از نظر گاه دين.
در کشور ما نوروز را جشن ميگيرند، و حضور بهار را به همديگر تبريک ميگويند، آيا چنين روزي از نظر اسلام
عيد است؟
در اين فرصت به طور خلاصه به باز بيني اين موضوع ميپردازيم.نوروز، پيش از اسلام:
پيش از اسلام، نخستين روزبهار را عيدو جشن ملي به شمار مي آوردند و از آن به عيد باستاني ياد ميکردند. به
عقيده بعضيها نخستين کسي که از
نوروز تجليل، و آن را عيد ملي اعلام کرده جمشيد بود. جمشيد پسر تهمورث، از شاهان افسانه يی پيش از تاريخ
ايران است، روزي که او بر تخت سلطنت نشست، اولين روز بهار بود.
بنا بر روايتي نوروز روزي است که کشتي نوح پيامبر بر کوه جودي نشست، همچنين حادثه شگفت زنده شدن
هزاران نفر از بني اسرائيل قبل از اسلام به فرمان خدا که در آيه 243 سوره بقره به آن شاره شده است. در
نوروز
رخ داده است.
از مجموع اين مطالب به دست مي آيد که نوروز، قبل از اسلام، روزي محترم خاصي بود، و با پيدايش
رخدادهاي
در آن روز که غالباً مثبت بوده اند بر اهميت و شهرت آن فزوده شد.نوروز پس از اسلام:
پس از اسلام نيز از اين روز مهم تجليل شده است، همچنين بروز رخدادهاي مهم موجب افزايش عظمت و احترام
آن شده است.
1- جبرئيل بر پيامبر (ص) در چنين روزي نازل شد.
2- پيامبر اسلام بتهاي قريش را از بالاي خانه کعبه فرو ريخت، همچنين ابراهيم(ع) در چنين روز
بتها را شکست.
3- پيامبر نماينده خود را ( وادي جنيان) فرستاده تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر بيعت بگيرد.
4- و به نقل بعضي از علماي
5- و به نقل بعضي علماي اهل تشيع در چنين روزي امام مهدي( امام دوازدهم شيعيان) از پرده غيب آشکار
ميشود.
چنان که گفته شد با پايدار شدن اين رخدادهاي بسيار بزرگ پس از ظهور اسلام موجب عظمت نوروز شده
است.آيا جشن" عيد نوروز" خرافي است؟
بعضي ها بر اين باورند که جشن عيد نوروز جشن خرافي است که از دوره جاهليت باقي مانده و اسلام آن را رد
کرده است، البته درست است اطلاق
( عيد) براي چنين روزي از ديدگاه اسلامي پذيرفتني نيست؛ اما بايد بگوييم که نوروز از روزهاي برجسته و
مبارک
است و رواياتي که بيانگر ستايش نوروز است بسيار بيشتر و قويتر از رواياتي است دال بر رد اين روز بر همين
اساس مورد نيکو داشت علماي دين ميباشد.
به دليل مراسم مثبت و جنبه هاي مفيدي است که انجام ميگيرد، مانند نظافت، پوشيدن لباس نو، همگامي با
تحولات طبيعت ودگرگوني در خود، صله رحم، خانه تکاني، بهداشت ،
و آشتي افرادي که مدتها با هم قهر بوده اند و... داراي جهات مثبتي است که هر خردمندي آن را ميپسندد.
اسلام وقتي ظهور کرد، در دوران جاهليت مراسمي وجود داشت که اکثر آنها بر خلاف عقل، منطق و وجدان بود
مانند رسم دختر کشي که آن را مردود دانست.
ولي مراسمي نيز وجود داشت مانند تحريم جنگ در چهار ماه( رجب، ذالقعده الحرام، ذ الحجه الحرام محرم) اين
رسم را که بر گيرنده امنيت و آرامش است امضا نمود.
نوروز، مبارک، ومورد توجه اسلام بود و اختصاصي به عجم( پارسيان) ندارد؛ بلکه براي همه مسلمانان روز
جشن و روز شگفت انگيزي است، مشروط بر اين که بامراسم صحيح و سازنده همراه باشد، و از هر گونه باطل
انديشي وگناه پرهيز گردد، در اين صورت حتي ميتوان آن را عيد ناميد، بدان دليل که بزرگي ميفرمايد:
(هر روزي که در آن روز گناه نشود، آن روز عيد است)



